مرتضى راوندى

87

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

ابن حوقل و مقدسى و يك جغرافيدان مجهول پايان قرن دهم ، اطلاعات مشروحى دربارهء جغرافياى اقتصادى ايران به ما مىدهند . از اطلاعات مزبور چنين برمىآيد كه در ايران آن دوران ، نيروهاى توليدى كشور ، چنان ترقى و پيشرفت كرده بود كه ايران در هيچ دوره‌اى به چنان درجهء اعتلاى اقتصادى نرسيده بود ؛ و بعدها هم حتى تا قرن بيستم نرسيد . در دوران ياد شده ، در تمام نقاط ايران كارهاى بزرگى در زمينهء آبيارى انجام مىگرفت ، و بالنتيجه مساحت اراضى مزروع افزايش مىيافت . در احداث كاريزها چنان پيشرفت و ترقى حاصل شده بود كه مثلا در كرمان ، آب را بتوسط كاريز ( قنات ) به فاصلهء پنج روز راه ( قريب 125 كيلومتر ) مىرساندند . عمق كاريزها در بعضى نقاط ، بخصوص در مناطق كوهستانى ، به 90 متر بالغ مىگرديد . به كار بستن هر چهار نوع آبيارى ، يعنى بوسيلهء جوى و نهرهاى متفرع از رود و كاريز ( قنوات ) و چاهها ، توسعه يافت . از رودهاى كارون و هيرمند و هليل‌رود و زنده‌رود و غيره ، نهرهاى تازهء بسيار منشعب شد . سدها و بندها و بندهاى متحرك « اكلوز » و مجارى مخصوص براى جريان آب در موقع طغيان ، احداث گشت . در آن عهد ، چندين نوع چرخ چاه معمول بود . عدهء كثيرى كارشناس مجرب براى تفحص محل آبهاى تحت الارضى و حفر قنوات ( كاريزها ) و ديگر كارهاى آبيارى وجود داشت . امير عضد الدولهء ديلمى ، از آل بويه ، در فارس بر رود « كر » ميان شيراز و استخر ، در نيمهء دوم قرن دهم ، بند معروف عضدى يا بند امير را احداث و ديواره‌اى محكم از تخته - سنگهايى كه با بستهاى سربى متصل شده بود در مقابل جريان رود پديد آورد . دو سوار آزادانه مىتوانستند بر ديوارهء اين سد حركت كنند . در نتيجهء احداث اين سد ، سطح آب بالا آمده بركه‌اى مصنوعى ايجاد شده در كرانهء آن ، ده چرخ عظيم براى بالا آمدن آب احداث كردند و در كنار هر چرخ آسيايى آبى برپا نمودند . از مخزن آب ، نهرهايى براى آبيارى منشعب ساختند . در خوزستان ، بر رود كارون چرخهاى عظيم براى بالا آوردن آب برپا بود . بوسيلهء اين چرخها ، آب را سوار سواحل مرتفع آن رود كرده سپس به مزارع مىرساندند . همه‌جا ، بجاى دست‌آس‌ها ، آسيابهايى بود كه به يارى نيروى حيوانى گاو و خر ( خرآس و گاوآس ) كار مىكرد . آسيابهاى آبى يا ندرتا بادى به كار افتاد . آسيابهاى اخير الذكر ، بيشتر در سيستان معمول بود . براى مبارزه با ريگ روان ، درخت گز غرس مىكردند ( مثلا در واحهء يزد ) . در سيستان ، براى حفظ واحه‌ها از هجوم ريگ روان ، ديواره‌هاى مخصوص مىساختند . كشت مزروعات قديم توسعه يافت ، و زرع انواع جديد معمول شد ؛ بخصوص برنجكارى كه در زمان ساسانيان تقريبا كان لم يكن بود توسعه يافت . در آن دوره ، برنج در خوزستان و نقاط پست فارس و خراسان و سيستان و نواحى كرانه خزر كشت مىشد . كشتهاى جديد از قبيل مركبات ، در نقاط پست ، در جنوب ايران و نواحى مجاور كرانهء خزر و واحهء بلخ و غيره ، متداول گشت . جو و گندم همه‌جا در فلات ايران ( تا ارتفاع 2500 متر و بعضى جاها بالاتر ) كشت مىشد . شاعران ايرانى و مصنفين ديگر جو را « گندم فقيران » مىنامند . بابا طاهر عريان ، لر ، شاعر مردم ، ( در آغاز قرن يازدهم ) چنين مىنوشت : اگر دستم رسد بر چرخ گردون * از آن پرسم كه اين چونست و آن چون يكى را داده‌اى صد ناز و نعمت * يكى را قرص جو ، آلوده در خون